۱۳۸۸ شهریور ۹, دوشنبه

آقای قطبی، از شما پرسیدند که با فوتبال ما چه میکنی؟

آقای قطبی، از شما پرسیدند که با فوتبال ما چه میکنی؟
یه روز یه عاقله مردی با پیرمردی آرام و شیرین آشنا شد، پیرمرد ریش بلندی داشت که به نافش میرسید و برایش عزیز بود، خلاصه بعد از کلی حرف و خاطرات، وقت خداحافظی عاقله مرد گفت سئوالی دارم ناراحت نمیشوی، پیرمرد آرام گفت خیر بپرس،عاقله مرد گفت آیا با این ریش شبها راحت میخوابی؟ ، پیرمرد آرام گفت بله، عاقله مرد گفت میخواستم بدانم ریش ات را موقع خواب زیر لحاف میگذاری یا روی لحاف، پیر مرد کمی فکر کرد و گفت تا امروز به این قضیه فکر نکرده بودم و به راه خود رفت و همچنان در فکر بود، شب رسید و پیر مرد به بستر رفت، کمی به چپ، کمی به راست، ریش را زیر لحاف کرد، خوابش نبرد! ریش را درآورد روی لحاف گذاشت خوابش نبرد که نبرد و این ماجرا هر شب تکرار میشد ............. آقای قطبی هنگام قرارداد از شما پرسیدند که با فوتبال ما چه میکنی؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.