۱۳۸۸ مرداد ۲۵, یکشنبه

ماجرای " دانی" کره الاغ سفید من و وزیر راه

امروز دلم خیلی گرفته بود و راستش مغزم دیگه نمکشید گفتم برم یه سری به " دانی " بزنم، راستش رو بخواهید بعضی وقت ها یه نظراتی میده حیرون میمونم و دست دارم بیارمش توی خونه اما"الاغه" دیگه میترسم یهو جو گیر بشه و ... خوب، بسه زیاد غیبت کردم ... همین که وارد طویله شدم دیدم یه گونی رو پر کاه کرده و مثل کیسه بوکس می پره یه جفتک نامیزون میزنه بهش، گفتم آهای چیکار میکنی، گفت تمرین میکنم، گفتم خدای ناکرده با کسی درگیری، گفت نه و ادمه داد مگه مصاحبه وزیر راهتونو نخوندی، گفتم تیترش رو خوندم و رد شدم همون رو میگی که گفته "هشدار می دهم روی سوانح هوایی مانور ندهید" گفت آره خوب بقیه اش رو چرا نخوندی، گفتم ول کن بابا اون دفعه رفته بود جاده میانبر تهران چالوس افتتاح کنه و عکس بندازه دیدم همون جاده شمشک دیزینه، منم دیگه جدی نمیگیرمش، گفت که گفته " اینقدر این سوانح هوایی رو نوشتین که حتي اگر هواپيماهاي نو و خلبان‌هاي با تجربه‌ي 30 هزار ساعت كاركرد هم بياوريم باز هم مردم دو دل هستند" گفت میخندی؟ جو گیر شد و یه جفتک کج و کول نثار کیسه کرد، گفتم ناراحت نشو یاد پول نفت و صفره افتادم خنده ام گرفت، گفت همینه دیگه شما ادم ها فکر مکنین ... (یه چشم غره اساسی بهش رفتم تا حساب دستش بیاد با کی حرف میزنه، یه عشوه خرکی اومد و منم ابروهام برگشت سر جاش) گفت آخه خبر نداری دیگه افاضه فرمودند، خندیدم و گفتم بگو، گفت فرمودن " دنبال به كارگيري سيستم ماهواره‌اي هستيم كه كنترل هواپيما را از فرد بيرون آورده و با دستگاه هواپيما را حتي در بدترين شرايط هدايت كنيم" گفتم یا حضرت عباس، راست میگی؟ نا خودآگاه یاد جوک اون میمونه افتادم که در غیاب خلبان و مهماندار خلبانی میکرد، به خودم اومدم و گفتم خوب اینا چه ربطی به تمرین جفتک تو داره؟ گفت این خرخاکستری رو گذاشتن شرپای ( بلد راه) چرا، گفتم چه ربطی داره، گفت ما الاغ ها با شما آدما خیلی فرق داریم، شما آدما یکی میکنین مسئول و پولم بهش میدین که بزنه تو سرتون ولی ما الاغ ها اگه طرف کج بزنه اینطوری...... جو گیر شد اومد بزنه تو کیسه بوکسش زد تو ستون و ...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.